برگشت
مهســـــــا سمواتي

سئوال 1
قبل هر چيزی دوست دارم از اينکه فراخوان پارس پلانت را قبول کردی و لحظاتي از وقتت را در اختيار ما گذاشتي ازت سپاسگذاری کنم، مهسا جان، الان بيشتر از يک سال و نيم است که با ما همکاری ميکني و بخشي از سايت را بر عهده داری که تحت عنوان خلوت با ماه که در برگيرنده شعرهای تو هست! چطور شد که به شعر علاقمند شدی؟

! سلام
من هم از پارس پلانت تشکر می کنم؛ از طرف خودم و دوستداران شعر . راستش شاید علاقه به شعر با زمزمه شعرهای کودکانه آغاز شد و در دوران مدرسه با زنگهای انشا و در خارج از مدرسه با فالهای زیبای حافظ به اوج رسید


سئوال 2
اولين شعری که نوشتي کدوم بود و ميتوني برامون زمزمه کني؟

اولین شعر رو در هشت سالگی گفتم که موزیکال هم بود چون موقع بازی لی لی با هر جهش می خوندمش، ولی متاسفانه جایی یادداشتش نکردم و به مرور زمان فراموش شده. خاطره ای که از اون شعر دارم اینه که یک بار در یک جمع فامیلی شعرم رو با موزیکی که خودم روش گذاشته بودم خوندم ، فامیل از مادرم راجع به شعر پرسیدند و مادرم هم اظهار بی اطلاعی کرد و بنا بر این کسی حرف منو باور نکرد

بعد از اون ماجرا اولین شعری که نوشتم و هنوز هم دارمش رو در سیزده سالگی
: نوشتم که حروف اول چهار مصرع اولش اسم مادرم رو می سازند
ن) نامه رسان دشت ما )
و) وانگه که شب دامن زند )
ر) رایحه طلیعه را )
ا) از بیکران بر تن زند )
.......

سئوال 3
فکر ميکني آدم بايستي عاشق باشه که بتونه شعرهای باحال بگه؟

من فکر می کنم هر کار هنری نیازمند لطافت خاصیه که باید در اعماق وجود اون هنرمند وجود داشته باشه هر چند که ممکنه اون لطافت رو هر کسی در زندگی اجتماعی هنرمند به دلیل مشکلات زندگی نبینه ، ولی قطعا" وجود داره... در شعر هم همین طوره ؛ یک شاعر ممکنه همیشه شاعرانه صحبت یا رفتار نکنه ولی لحظاتی در زندگیش هست که بدون این حس قادر به ادامه نیست ؛ من اسمشو میذارم تخلیه احساسی

سئوال 4
شما عاشق کي هستي :-) اين شعرها را به کي ميگي؟ آيا مخاطب خاصي داری؟

مخاطب شعرهای من همواره یک شخص خاص نبوده ، حتی در خیلی از مواقع اصلاً مخاطبی که وجود خارجی داشته باشه در میون نبوده و بسته به یک اتفاق خاص که رخ داده و یا در شرایط روحی خاص دست به نوشتن زدم . در مورد عاشقی هم باید بگم من هم مثل خیلی ها یک اسطوره یا ایده آل در ذهنم دارم که عاشقش هم هستم. متاسفانه همیشه ایده آل های ما جنبه واقعی پیدا نمی کنن ولی من
... امیدوارم

سئوال 5
: من از شعر حذر خيلي خوشم مياد

روزگاری دل او را به دلم منزل شد
سينه تنگ سرا پرده آن محفل شد
جان به تنگ آمد و از پشت لب بسته ما
بر زبان رفت دوصد نکته برون از دل شد
دل من سخت گرفتار مي و ميخانه
اين چنين گشت کر احوال جهان غافل شد
مدتي نيز به توبه سپری گشت ولي
سعي بيحاصل و هم توبه من باطل شد
تو بگو کودک راه طرب و عشق به من
جز گنهکاری و حرمان و ضرر حاصل شد؟
آن مه روشن و خوشرو که رخش نيک نمود
شمع خاموش همي دولت مستعجل شد
بخت من نيز دمي در دل باغي خنديد
ديدی آخر ز همان بخت قدم در گل شد؟
دم ز عشق و دل عاشق نزنم من ديگر
کار من در دو جهان نيز از آن مشکل شد
بعد از اين از دل بيگانه حذر کن مهسا
دست افشان که دگر عاشق ما عاقل شد

ميتوني بگي چرا اين شعر رو گفتي؟ آيا دليل خاصي باعث ميشه تو شعری رو بنويسي؟

این شعر رو در اواخر هجده سالگی نوشتم وقتی که تحت تاثیر ماجراهای زندگی یکی از دوستانم قرار گرفته بودم.

سئوال 6
مهسا جون چه فرقي بين شعر و ترانه هست؟

ترانه به صورت کلی ویژگیهای شعر مثل رعایت وزن و قافیه رو داره ولی فرق کلی اون سادگی زبان به صورت زبان روزمره و قابلیت گذاشتن ساده موسیقی روی اونه.جالبه بدونین در گذشته اول موسیقی ساخته می شده و بعد روی اون ترانه می ساختن و واژه ترانه سازی از اونجا نشات گرفته

سئوال 7
از اونجا که من ميدونم تو مهندس کامپيوتر هستي و در اين زمينه هم کار ميکني، اين سئوال برام مطرح ميشه که تکنيک و ادبيات دو فاز جدا از هم هستند، چطور شد شما رشته کامپيوتر را انتخاب کرديد؟

من از همون ابتدا هم علاقه ای به انتخاب رشته ادبیات نداشتم ، حتی در دوران نوجوانی علاقه ای به شرکت در شب شعر ها هم نداشتم و این طور توجیه می کردم که من برای خودم می نویسم که البته در حال حاضر با این ایده چندان موافق نیستم . در دوران دبستان می خواستم دندانپزشک بشم ولی از دوران راهنمایی نسبت به علم نسبتاً نوی کامپیوتر کنجکاو و علاقه مند شدم . الان هم خیلی خوشحالم که این رشته رو انتخاب کردم

سئوال 8
در بين شاعر و شاعره های معاصر و غير معاصر کدام و کدامين رو بيشتر قبول داری و ازشون الهام گرفتي؟

راستش به دلیل کمبود وقت مطالعه ام زیاد نیست ولی می تونم از فروغ فرخزاد ، حسین منزوی و فاضل نظری (دو غزلسرای معاصر) و یغما گلرویی نام ببرم. ولی سعی می کنم کارهام الهام از شخص خاصی نباشه


سئوال 9
چقدر به ادبيات فارسي تسلط داری؟ مثلا من هر لغت فارسي رو ازت بپرسم بلدی :-)

همیشه درس دیکته و همین طور ادبیاتم خوب بود ولی گهگاه موقع نوشتن برای اطمینان از لغت نامه استفاده می کنم که به قوی بودن کار کمک می کنه

سئوال 10
نظرت در مورد کلمات عربي در فارسي چيه؟ فکر ميکني مثلا به جای تشکر از کلمه سپاس استفاده کنيم بهتر نيست، يا فرقي نداره؟ آيا در نوشتن توجهي به اين موضوع داری يا اهميتي بهش نميدی؟

من هم مثل خیلی ها از خدشه دار شدن زبانمون متاسفم هر چند که جدا از عیب بزرگش مزیت هایی هم داره مثل مستعد شدن ایرانی ها به یادگیری بعضی زبانهای دیگه. اما موقع نوشتن به روان بودن زبان و به روز بودن و قابل فهم بودن توجه بیشتری دارم چرا که جایگزینی واژه های فارسی غیر مصطلح هم می تونه روانی کار رو خدشه دار کنه


سئوال 11
راستي وقتي که ميخوای شعر بگي خيلي طول ميکشه :-) يا کلمات خيلي سريع پشت سر هم رديف ميشه؟ آيا ميتوني هر موقع که دلت بخواد شعر بگي؟

معمولاً خیلی زیاد طول نمی کشه ولی بیشتر به شرایط روحی احساسی برمی گرده که چقدر غمگین یا خوشحال باشم؛ هر چه بیشتر تحت تاثیر احساسات باشم سریع تر و زیباتر می نویسم. تقریبا" هر موقع می تونم ولی ترجیح میدم در مواقع خاص بنویسم تا هم ازش لذت ببرم و هم کار زیبا در بیاد

سئوال 12
مهسا جون آيا کتابي که شامل شعرهای تو باشه وجود داره؟

یک بار تصمیم به چاپ کارهام گرفتم ولی به دلیل بازار نابسامان کتاب در ایران کار رو به فرصت مناسب تر موکول کردم. در حال حاضر یک اثر از من در کتاب "چهل ترانه" از انتشارات آفتابگردان و چلچراغ موجود می باشد

سئوال 13
راستي تا به حال شعرات جايزه بردن؟

شاید ندونین که من شعرهایی به زبان انگلیسی هم دارم که سه تا از اونها تا به حال در مسابقات شعری که در مری لند امریکا برگذار می شه به مراحل نیمه نهایی و نهایی رسیدن. سال گذشته برای اولین بار یک ترانه فارسی رو در مسابقه جشن ترانه شرکت دادم که جزو چهل ترانه برتر سال 83 شد و در کتاب چهل ترانه به چاپ رسید

سئوال 14
ميتوني بگي چرا پارس پلانت را برای همکاری انتخاب کردی؟

من قبلا" مدت کوتاهی با سایت دیگری کار می کردم که به دلیل منظم نبودن فعالیتها و بروزرسانی های آن سایت ادامه همکاری میسر نشد ، تا اینکه با پارس پلانت آشنا شدم و با شروع همکاری از همون هفته های اول شیفته سایت و مدیریت اون شدم و به همین دلیل این همکاری تا به حال ادامه داره

سئوال 15
مهسا جون، تابحال شده خواننده ای شعرات رو بخونه؟

همون طور که می دونین قالب اصلی کارهای من غزل به سبک کلاسیک هست که اجرای اونها برای خواننده های پاپ امروزی معمولاً میسر نیست و مدت کوتاهیه که به غزلهای نو و ترانه رو آوردم و در حال حاضر یکی دو کار برای انتخاب خواندن در نوبت دارم.جالبه که گفتن ترانه برای من به نسبت غزل خیلی راحت تره و انرژی کمتری هم از من می گیره


سئوال 16
فکر ميکني 10 سال ديگه چه کار ميکني و فکر ميکني باز به شعر نوشتن ادامه خواهي داد؟

مشغول هر کاری که باشم ، نوشتن همچنان تسکین استرس های روزمره من خواهد بود


سئوال 17

در آخر ميخوام يک قطعه شعر ، فرق نميکنه از خودت باشه يا از کسي ديگه که تاثير زيادی روی تو گذاشته و خيلي دوستش داری برامون زمزمه کني؟

اجازه بدین یک بیت از آقای نظری و همچنین قسمتی از ترانه "نفس" خودم رو که
: برنده شده بخونم

بی تو هر لحظه مرا بیم فرو ریختن است"
"مثل شهری که به روی گسل زلزله هاست


عزیز هم قصه من
نفس بده نفس بده
دستای زنجیر شدتو
به اینور قفس بده
بیا بریم به جایی که
لبریز از صداقته
خودت می دونی دروغه
دروغشم غنیمته
......


از اينکه وقتت را به ما دادی سپاسگذارم ، درود بر شما
 

برگشت