|
|
ویشکا وقتی از شرکت به خانومم زنگ زدم خیلی رفتار سنگینی باهام داشت و معلوم بود از چیزی دلخوره! ولی چیزی بهم نگفت منتظر موند تا بعد از ظهر وقتی به خونه رفتم با نگاهی مملو از شک و تردید پرسید ویشکا رو میشناسی؟! گفتم : ویشکا دیگه کیه این اسم رو از کجا آوردی بهم گفت : از جیب لباس ات. صبح که داشتم لباس هات رو میریختم تو ماشین لباس شویی وقتی جیب پیرهن ات رو میگشتم ویشکا رو پیدا کردم! من هم با دست پاچه گی گفتم آهان اون ویشکا رو میگی اون اسم اسبی که روز تعطیلی روش شرط بندی کردم و با این پاسخ قضیه به خیر و خوشی گذشت. روز بعد که از شرکت به خانومم زنگ زدم باز دیدم مثل اون روز حرفهای نیش دار میزنه و در آخر هم گفت خونه که آمدی کارت دارم وقتی اون روز به خونه رسیدم خانومم از ورودم به خونه ممانعت کرد و گفت اسبی که روش شرط بندی کرده بودی امروز زنگ زد و گفت بعد از ظهر منتظر شما است كاري از : مهدی علي پور alipoor_56@yahoo.com : پست الکترونيکي alipoor_56 : نام کاربری مهدی در دهکده هست |