|
|
شكايتهاي خواندي مردي ميگفت وقتي كارگري براي نظافت منزل به خانه ما ميايد همسرم برايش مرتب چاي آورده و بهترين غذا را برايش فراهم ميكند و در آخر وي را با آژانس راهي منزلش ميكند در حالي كه من اگر كل خانه را بشويم چاي كه هيچ يك ليوان آب هم به دستم نميدهد در ضمن غذا را هم بايد خودم بپذم و انتظار تشكر هم نداشته باشم خانومي ميگفت شوهرم فروشگاه سوپر ماركت داره و بهترين موادغذايي و ميوه ها رو براي فروش عرضه ميكنه ولي هرچي اشغال گوشت و مرغ سياه و كبود و تخم مرغ شكسته است رو براي خونه خودش مياره بچه اي ميگفت پدر و مادرم هر روز سر چيزهاي بيخود كلي با هم دعوا ميكنند ولي من اگه ماهي يكبار با دادشم دعوا كنم كلي سرزنش ام ميكنند پيرزني ميگفت به همسرم گفتم امروز كه صدمين سالگرد ازدواجمونه چيكار كنيم كه خوش بگذره با بالا آوردن دست لرزونش گفت پنج دقيقه سكوت كاري از : مهدی علي پور alipoor_56@yahoo.com : پست الکترونيکي alipoor_56 : نام کاربری مهدی در دهکده هست |