کادوی روز مادر

هرسال به مناسبت روز مادر من و برادرام کادویی برای مادرم میخریدم البته تا اون سال سه تایی پول روی هم میگذاشتیم و هدیه ای میگرفتیم ولی قرار شد از این به بعد هر کی به سلیقه خودش کادو بخره طرح و نقشه این ایده هم از من بود. بالاخره روز موعود فرا رسید و برادرام با کادوهاشون و من هم با کادوم منتظر شدیم که مادرم کادوهاش رو باز کنه هرکی دوست داشت کادوی اون آخر باز بشه ولی چون طراح اصلی من بودم حق رو به من دادند. کادوی اول رو که مادرم باز کرد یه اتو بخار بود گرچه کادوی ارزشمندی بود ولی ما دو تا برادر ديگه چشمامون از حدقه زد بیرون مادرم رفت سراغ کادوی بعدی وقتی اون رو هم باز کرد با کمال تعجب دیدیم اتو بخاره همه تو بهت بودیم که برادرم که کادوش باز نشده بود با فریاد گفت ای خدا منم که اتوبخار خریدم، منو میگی دیدم هوا پسه با خودم گفتم اگه نجنبم همون اتو بخار رو واسه صاف کردنم استفاده میکنند! سریع کادوی تولدم رو برداشتم و مثل جت از خونه زدم بیرون مادرم گفت با این عجله کجا میری در حالی که میدویدم داد زدم کادوی منم اتو بخاره دارم میرم عوض اش کنم. وقتی میخواستم در کوچه رو ببندم صدای خنده دادشمو میشنیدم

كاري از : مهدی علي پور
alipoor_56@yahoo.com : پست الکترونيکي
alipoor_56 : نام کاربری مهدی در دهکده هست