|
|
حافظه خوب روزی که رفتم خواستگاری همسرم از مشخصات بارزی که مادر عروس روی اون تاکید داشت داشتن حافظه خوب دخترش بود و مادر عروس همش تکرار میکرد که این خصوصیت تو زندگی به درد تون میخوره! بعد ها منهم به این نتیجه رسیدم. بعد از اینکه زندگی مشترک ما آغاز شد شب که از سر کار خسته و کوفته آمدم خونه و انتظار خوردن شما مفصلی رو داشتم دیدم خانومم با یک شاخه گل و یک قابلمه بی صبرانه منتظر ورود منه و بعد از گفتن خسته نباشید گفت من یک رستوران خوب سراغ دارم غذاهاش حرف نداره میشه زحمت بکشی شام امشب رو از اونجا بخرید اون شب گذشت صبح که میخواستم برم سر کار به خانومم گفتم بی زحمت لباسهامو اتو کن اونم گفت اتفاقا"یه اتو شویی خوب سراغ دارم ببر اونجا بده برات بشورند. منم دمق تر از شب از خونه زدم بیرون، دم ظهر بود که دیدم تلفن زنگ میزنه خانومم بود میگفت عزیزم یه جای خوب سراغ دارم که هم نمایش اجرا میکنند هم اینکه شام خوبی سرو میکنند مایلی شب بریم اونجا با دلخوری بهش گفتم منم یه فکر خوب دارم شب میام خونه بهت میگم! شب که رفتم خونه دیدم آماده شده تا به خیال خودش بریم بیرون تفریح، بهش گفتم یکجای خوب سراغ دارم برات که اونجا یه آدم خوب به فکر کارهای خوبته و تا دلت بخواد میتونی براش از فکرهای خوبت بگی با نگاهی مملو از شادی و هیجان پرسید کجا منم با خونسردی گفتم خونه مامان و بابات كاري از : مهدی علي پور alipoor_56@yahoo.com : پست الکترونيکي alipoor_56 : نام کاربری مهدی در دهکده هست |