گوشت الاغ

بعد از كلي پر سو جو بالاخره به رستوراني كه ازش تعريف مي كردند رسيديم من كه خيلي گرسنه ام بود رستوران شيكي بود خيلي هم شلوغ بود تا نشستيم گارسن آمد و منو رو جلوي چشممون گذاشت و ازما خواست كه انتخاب كنيم من به خانومم نگاه كردم اونم گيج شده بود بهتر ديدم از گارسن سئوال كنم و ازش پرسيدم كدوم غذا تون تازه تره؟ گارسن گفت اگه تحمل كنيد داريم گوسفند مي كشيم از گوشتش براتون كباب درست ميكنم هر دومون خيلي گرسنه بوديم ولي بعد از هشت ساعت رانندگي ارزش داشت نيم ساعت هم تحمل كنيم ! به گارسن گفتم فقط خواهشا" كمي عجله كنيد! زماني از رفتن گارسن نگذشته بود كه صداي عرعر خر تو رستوران پيچيد انگار داشتن حيونو ميكشتند. خانمم با نگاهي معني دار فكري كه تو ذهن من بود رو تاييد كرد. من از اينكه تا لحظاتي ديگه بايد گوشت اون خر رو ميل كنم چندشم شد، داشت حالم بهم ميخورد با ديدين مردم كه با ولع دارن گوشت خر ميخورند داشتم ديونه ميشدم گارسن آمد سر ميز و گفت قربان حيون رو سر بريديم الان دارن ميپزند تا ده دقيقه ديگه ميارم خدمتتون! گفتم از چه گوشتي كباب درست كرديد؟ گفت خدمتتون عرض كردم كه اينجا ما هر روز گوسفند ميكشيم غذاهاي ما خيلي خوش مزه است. حتما" خوشتون مياد. من تو دلم گفتم آخه گوشت الاغ مگه خوردن داره!! گارسن رفت تا غذا رو بياره به همسرم گفتم خانم بيا يواشكي فرار كنيم اونم موافقت كرد تا آمديم كه بريم گارسن غذا رو آورد ديگه صبرم تموم شد با فرياد گفتم مردك ما گوشت الاغ نميخوريم گارسن كه هاج وواج مونده بود گفت الاغ چيه آقاچي ميگي!! گفتم خودم صداي ناله هاشو شنيدم وقتي داشتيد سر ميبريديد. گارسن با خنده گفت شما اشتباه ميكنيد پشت آشپز خونه ما باغ وحشه اون صدا هم براي الاغي كه مريض شده بود امروز راحت اش كردند

كاري از : مهدی علي پور
alipoor_56@yahoo.com : پست الکترونيکي
alipoor_56 : نام کاربری مهدی در دهکده هست