|
در فراق يار
يك آقاي چاق
عزيزم صبح كه از خواب پا شدم و ميز صبحانه را خالي از نان داغ و پنير و مربا و.....
ديدم و وقتي مجبور شدم صبحانه را در حياط آنهم با نان بيات و با دستي سوخته و تخم
مرغ سوخته بخورم بي اختيار دلم برات تنگ شد و در فراقت دچار ضعف عشق شدم
يك آقاي حسود
آخرش هم كار خودتو كردي و رفتي مسافرت باشه عيب نداره اميدوارم هواپيمات چپ بكنه و
طعمه كوسه هاي اقيانوس بشي و زجر بكشي. البته به حال من فرقي نداره كه تو در سفر و
من در منزل باشم
يك آقاي فضول
عزيزم هر جا كه هستي بهت خوش بگذره خيلي دوست داشتم بدونم الان اونجا ساعت چنده و
هوا گرمه يا سرد اون شهر دريا داره يا بيابون آبشار داره يا چشمه يا اينكه جايي هست
كه بشه شهر رو از بالاي اون به وضوح ديد و به همه جا اشراف داشت
يك آقاي نظامي
بعد از عزيمت شما به سفر اوضاع كمي نا بسامان گشته است و كنترل اين مركز از دست من
خارج گشته است مخصوصا" واحد تداركات و هر آن بيم يك هرج و مرج در برخي از نواحي
منزل احساس ميشود
يك آقاي رمانتيك
آآآآآه اي نور ديده رفتي و از رفتنت رفت روح و جانم و در اين برزخ بودن و نبودن به
انزوال رسيده ام و اين احساس پروانه ايم گرفتار زبان قورباغه اي زشت و كريه شده است
بيا تا از كف نرفته ام
يك آقاي شاعر پيشه
سه روز رفته اي سي روز حالا شمارش كن ببين چند روز حالا خودت گفتي سر هفته ميايي
شمارش كن ببين چند ماهه حالا
آقاي جاهل
ببين دلبر. همسر. عزيز. نازدار خانوم اين رسمش نيستا به چاكرت گفتي يه توك پا ميره
فرنگ زودي مياي الانه دوهفته است ازت دست خط نيومده ديگه دارم كاردي ميشما تا آمپر
نچسبوندم راهي شو
كاري از : مهدی علي پور
alipoor_56@yahoo.com : پست الکترونيکي 
alipoor_56 : نام کاربری مهدی در دهکده هست
|