| كسي كه به خود اعتماد دارد به تعريف ديگران احتياجي ندارد
|
|
|
| به جاي ايراد گيري چاره انديشي كنيد
|
|
|
| روح درون خود را زيبا كنيد تا شخصيت دروني و بيروني شما يكي شود
|
|
|
| خوشخويي و گشاده رويي دام دوستي است و بردباري گور عيب ها
|
|
|
هر كسي كه هستي اين لحظه را در ياب هيچ يك از ما براي ابد در اينجا نخواهد ماند د
|
|
|
ما در جوار يكديگر زندگي مي كنيم پس اولين مقصود ما در زندگي اين است كه به يكديگر محبت كنيم و اگر نمي توانيم دست كم كسي را آزار ندهيم د
|
|
|
براي يك كشتي كه معلوم نيست به كدام بندرگاه مي رود باد موافق معني ندارد د
|
|
|
در دنيا تنها كسي موفق مي شود كه به انتظار ديگران نشيند و همه چيز را از خود بخواهد د
|
|
|
دانشمندان ثابت کرده اند که يک بغل گرفتن ساده يکي از کم خرج ترين و مناسبترين معالجات ممکن است د
|
|
|
روز تولدم يا در مناسبت های خاص هديه ميگيرم د ولي دوست دارم از آنها چشم پوشي کنم ، در عوض گاه گاهي ، به نشان اينکه بدون اجبار به ياد من است ، بي دليل هديه اي بگيرم د
|
|
|
شايد بزرگترين نشانه بلوغ رسيدن به مرحله ای از زندگي باشد که ما خودمان را در آغوش بگيريم ، توانها و ضعفهای خود را يکسان بدانيم و آنها را بپذيريم و آگاه باشيم که ما تمام چيزی هستيم که داريم د
|
|
|
| ما در شناخت انسانهای ديگر ، محدود به اين هستيم که چقدر درباره خودمان مي دانيم
|
|
|
در جهاني که همه مي خواهند ما را به ميل خود بسازند ، «خود» بودن بزرگترين تلاش ما بشمار مي آيد د
|
|
|
صداقت هميشه بهترين سياست است ، استثنايي وجود ندارد د اين فرايند با صادق بودن با خودمان آغاز ميگردد و با محبت به ديگران پايان مي پذيرد د
|
|
|
| وقتي همديگر را دوست داريم ، تسليم شدن نيز نوع مهمي از بخشيدن است
|
|
|
| بخشش فقط زماني ممکن ميگردد که ما بتوانيم ديگران را بشناسيم و به عيبهای خودمان اعتراف کنيم و بدانيم که ما نيز به همان اندازه امکان اشتباه کردن داريم
|
|
|
گاهي اوقات بهترين خدمتي که به دوستانمان مي کنيم اين است که فقط ساکت ، شکيبا و اميدوار در کناری بايستيم ، موقعيتش را درک کنيم و منتظر باشيم د
|
|
|
| بخشش هنگامي آسان ميشود که ما بتوانيم ديگران را بشناسيم و به ضعفهای خودمان و اينکه ما نيز امکان اشتباه کردن داريم معترف باشيم
|
|
|
عشق احساسي بي نهايت است که صبر ، دانش و سرچشمه های دروني ما را به مبارزه مي طلبد د
|
|
|
طرح آينده را نمي شود در گذشته پياده د
|
|
|
|
|