| كسي كه از اول ميداند كجا ميرود خيلي دور نخواهد رفت
|
|
|
| تلف نكن تا محتاج نشوي
|
|
|
| آري و نه قديميترين و كوتاهترين كلماتي هستند كه هنگام بيان ، بيش از همه لغات به تعمق و تفكر نياز دارند
|
|
|
| مهرباني در گفتار موجب اعتماد ميشود ، مهرباني در فکر محبت را عميق ميکند و مهرباني به صورت بخشش عشق مي آفريند
|
|
|
زندگي روندی متغير است و به کساني که نقش فعالي در آن دارند خوش آمد ميگويد د آنچه را که ما رمز خوشبختي مي ناميم ، چيزی جز راز اشتياق ما به انتخاب زندگي نيست
|
|
|
| وقتي «قاطر» قاضي ميميرد همه به تشييع جنازه اش مي روند ، ولي وقتي خود قاضي ميميرد هيچ کس در تشييع جنازه حاضر نميشود
|
|
|
| به روياهايت بهاء بده كه هميشه تازگي ها و نو شدندها و پيشترفتهاي زندگي در آنها نهفته است
|
|
|
| خوشبخت كسي است كه به يكي از اين دو چيز دسترسي دارد، يا كتابهاي خوب يا دوستاني كه اهل كتاب باشند
|
|
|
| نا اميد زندگي کردن به مانند زنبوری ست که روی گل قالي مي نشيند و در آخر دست خالي به کندو بر ميگرد
|
|
|
| عشق به مانند آتشفشاني خاموش در وجود انسان است و زماني كه فعال شود باعث سوزندگي و درخشندگي وجود او و زمانيكه به سردي گرايد خاكستري بيش در دست فراموشي نيست
|
|
|
| افتخار واقعي در اين است كه آدمي كارهائي بكند كه قابل نوشتن باشد، چيزهائي بنويسد كه قابل خواندن باشد، چنان زيست كند كه دنيا را براي زيست در آن راحت سازد
|
|
|
| گامي تازه برداشتن ، کلامي تازه گفتن ، اين است آنچه مردم از آن مي هراسند
|
|
|
| همه در فکر آن هستند که بشريت را عوض کنند ولي هيچ کس در اين فکر نيست که خود را عوض کند
|
|
|
| قسمت هر کس ، همت اوست
|
|
|
انسانها به اندازه همتشان روزي دريافت مي نمايند د پس بلند همت باش تا روزي بيشتري كسب كني
|
|
|
جواني دوره ای است که در آن چشم برق ميزند بدون اينکه «ببيند» د
|
|
|
| از عشق روح انسان زنده مي شود و از مرگ آزاد ، هر دو دم زيباست
|
|
|
| بر حذر باش از کسي که چيزی ندارد از دست بدهد
|
|
|
| ميگويند فراموشي ما در حق ناشناسي است
|
|
|
| ممکن است کسي را به اشتباه زنداني کنند ، ولي هرگز کسي را اشتباها" آزاد نميکنند
|
|
|
|
|