| پوزش و عذر خواهي دليل خردمندي است
|
|
|
آرزو داشتن چقدر شعف انگيز است، اما وقتي به آرزو رسيديم شعف از درون ما رخت بر ميبندد
|
|
|
| امید داروئی است که شفا نمیدهد اما درد را قابل تحمل میکند
|
|
|
| انسان چيزي نيست كه تصور ميكند، بلكه آن چيزيست كه اراده ميكند
|
|
|
| زندگي آنقدر طولاني نيست که تمام تجربه هاي آنرا عملا" بثبت برسانيم براي پيشرفت و آسايش بهتر، تا ميتوانيم بايد از تجربه هاي ديگران استفاده کنيم
|
|
|
| آينده ها به نظر بزرگ جلوه ميکنند اما وقتي که گذشتند ميفهميم که نا چيز بوده اند
|
|
|
| اگر کسی در راه رسیدن به آرزو قدم بردارد دائما از لذت وصال برخوردار است
|
|
|
| تو اگر گشوده به روی بیکران نباشی، بیکرانه نیز به روی تو گشوده نخواهد شد
|
|
|
| امید در زندگانی بشر آنقدر اهمیت دارد که بال برای پرنده گان
|
|
|
| عشق ديدن نيست ، بلكه احساس كردن است
|
|
|
| عشق جا زدن و كنار كشيدن نيست ، بلكه صبر داشتن و ادامه دادن است
|
|
|
| موسيقي احساسات را صدا دار مي کند
|
|
|
| اگر میخواهی خوشبخت باشی جز آنکه برایت مهیا است آرزو مکن
|
|
|
آرزو ريشه حيات ما است اگر چه اين ريشه حيات ما را بتدريج ميسوزاند ، ولي همين ريشه مايه زندگي است
|
|
|
عشق ، عادت به دوست داشتن و سخت دوست داشتن ديگري نيست، پيوسته نو كردن خواستني ست كه خود پيوسته ، خواهان نو شدن است و دگرگون شدن
|
|
|
| آجرهای قلعه قديمی از گذشته ها محافظت میکنند
|
|
|
| عشقی که هر روز تازه تر نشود ، اندک اندک به عادت تبدیل می گردد و رنگ بردگی به خود می گیرد
|
|
|
بهانه ها جاي حس عاشقانه را خوب مي گيرن
|
|
|
جام بلور ، تنها يك بار مي شكند د ميتوان شكسته اش را ، تكه هايش را ، نگه داشت د اما شكسته هاي جام، آن تكه هاي تيز برنده، ديگر جام نيست
|
|
|
تازگي ، ذات عشق است و طراوت ، بافت عشق د چگونه مي شود تازگي و طراوت را از عشق گرفت و عشق همچنان عشق بماند د
|
|
|
|
|