يه روز يه بابايي با قفل مغازه ايي ور ميرفت تا دزدی کنه د يهو يه ماموری سر ميرسه و ميپرسه : چيکار داری ميکني د دزده ميگه : دارم ويولون ميزنم دد ماموره ميگه : ويولون که صدا ميده، من که صدايي نمي شنوم د دزده ميگه: بله آقای پليس آخه ويولوني که من ميزنم صداش فردا در مياد د